ویژهبرنامه «آبانگان»، که در تاریخ ۱۶ آبانماه توسط کمیته ملی موزههای ایران (ایکوم) و مجموعه فرهنگی موزهی زمان برگزار شد، به مثابه یک بستر فرهنگی-اجتماعی چندرشتهای عمل کرد که هدف اصلی آن فراتر از صرف نکوداشت آیینهای باستانی بود. این رویداد در پی احیای میراث ناملموس مرتبط با آب و گفتمانسازی اکولوژیک در خصوص بحران و کمبود منابع آبی معاصر بود و تمرکز بر مفهوم آب در بستر پایتخت، آن را به یک کنش آگاهانه محیط زیستی تبدیل ساخت. گزینش مکان رویداد، یعنی موزه زمان با محوریت سنجش «گاهشماری» و «زمان»، واجد ابعاد معنایی عمیق هستیشناسانه بود؛ این انتخاب، میراث ناملموس (آیین آبانگان و نیایش آناهیتا) را در تقاطع میراث مادی (ابزارهای سنجش زمان) قرار داد تا بر ماهیت جاودانه و همیشگی مقوله حیاتی آب تأکید کند. این شیوه، پاسداشت آب را نه محدود به یک نوستالژی تاریخی، بلکه به عنوان یک “ضرورت زمانی و اضطرار معاصر” در شرایط بحرانی کنونی بازتعریف میکند. جشن آبانگان، به عنوان یکی از دوازده جشن کهن، در ستایش آناهیتا، با تأکید بر جایگاه آب به مثابه دومین عنصر مقدس پس از آتش، بنیانهای فلسفی-اخلاقی این کنش فرهنگی را در چارچوب میراثشناسی ایران باستان استحکام بخشید. سخنرانی محوری سیداحمد محیط طباطبایی نشاندهنده تغییر جهت هدف برنامه از سطح نمادین به سمت احیای عملیاتی میراث آب است. پژوهش فاطمه رضایی در خصوص «آیین سفره جشن آبانگان و نمادشناسی آن»، تلاشی در جهت مستندسازی و شناسایی عناصر فرهنگی-قومنگاری و مناسکی مرتبط با آب بود که به عمق علمی و مستندسازی میراث ناملموس این رویداد افزود. اجرای هنر اجرای تعاملی کودکان با طراحی فاطمه رضایی، یک اقدام استراتژیک فرهنگی در جهت انتقال بیننسلی میراث و درگیرسازی نسل آینده محسوب میشود؛ این اجرا نه تنها به عنوان یک بخش هنری، بلکه به منزله یک “شیوه آموزش غیررسمی” و “ارتباط نمادین” برای القای مسئولیتپذیری زیستمحیطی در ذهن نسل جوان عمل کرد. گنجاندن بخشهایی نظیر نقالی، شاهنامهخوانی، و همچنین حافظخوانی، ضمن حفظ هویت ملی، نشاندهنده ریشههای عمیق و چندوجهی پیوند آب با ساختارهای عاطفی فرهنگ و ادبیات فارسی است. بخش پایانی مراسم با درخواست ارائه نظرات، راهکارها و پیشنهادهای مردمی برای احیای منابع آبی، نشاندهنده یک رویکرد عملیاتی و مشارکتی از سوی برگزارکنندگان بود؛ این دعوت، هدفگذاری برای تبدیل جشن از یک مراسم ایستا به یک “بستر هماندیشی مدنی” برای مدیریت منابع آبی و تعهد عمومی در قبال حفظ این میراث گرانبها را دنبال میکرد. ویژهبرنامه آبانگان در موزه زمان، با اتخاذ یک رویکرد فرارشتهای، میراث فرهنگی را از چارچوبهای صرفاً موزهای خارج ساخته و آن را به صورت مستقیم به بحرانهای زیستمحیطی معاصر پیوند زد، و یک مدل موفق در حوزه موزهداری جدید در استفاده از آیینهای باستانی به عنوان ابزاری برای ترویج پایداری و مسئولیتپذیری مدنی در کلانشهری چون تهران است. تحلیل کیفی عوامل اجرایی و هنرمندان رویداد، نشاندهنده یک راهبرد فرهنگی چندوجهی بود؛ در حوزه کنشگری میراث گفتاری و آیینی، اجرای انفرادی یشتها (اوستاخوانی) توسط ارمیتا رضایی، بازیابی کارکرد آیینی محتوا بود و مشارکت گستردهتر هنرمندان از جمله ارمیتا رضایی، نفس میرزاخانی، گیتی قربانی، صبا صباغها و مرسانا احمدی در بخش شاهنامهخوانی، پارمین رهبری با حافظخوانی بر تقویت هویت ملی تأکید کرد. در بُعد آموزش، اجرای هنر اجرا توسط گلبرگ شاهمنصوری، ارمیتا رضایی، مرسانا احمدی، گیتی قربانی و صبا صباغها با رویکرد تعاملی کودکان، نشاندهنده استفاده از هنر به عنوان یک ابزار آموزشی برای نهادینه ساختن مفهوم مسئولیتپذیری زیستمحیطی بود، و حضور صبا صباغها به عنوان مجری بخش کودک، بر اهمیت واسطهگری تخصصی با مخاطب خردسال تأکید داشت. بخش غنای موسیقایی و هویتبخشی آوایی رویداد با دو ساختار متفاوت اجرا شد: موسیقی انفرادی مجتبی محمدینیا و اجرای گروه موسیقی رامشگران آشا خنیا، که با ترکیب سازهای سنتی و نوین، یک بافت آوایی تلفیقی برای تقویت فضای آیینی خلق کردند. اعضای این گروه شامل اعظم قاسمی (دف)، روح الله صفا (تار و آواز)، مرسانا احمدی (تنبک)، سپهر پیرستانی (ساز دهنی) و امیرآشا گلبهی (آواز و سهتار) بودند، و همچنین دفنوازی عسل امانی به عنوان یک عنصر اجرایی دیگر در بخش نوازندگی به غنای موسیقایی برنامه افزود. تکرار نامهایی چون ارمیتا رضایی، مرسانا احمدی، و صبا صباغها در چندین بخش کلیدی، مؤید آن است که سازماندهندگان عمداً از توان هنرمندان نوجوان برای مهارتهای چندگانه و ایجاد پیوستگی موضوعی و اجرایی در سراسر رویداد استفاده کردهاند.
(عکسها: “سورنا” محمد حسین شیرزاد نوبر)







